موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

سفارش تبلیغ
صبا
لینک دوستان
آخرین مطالب
امکانات




مشاهده و دریافت کد
روزی که گناه نکنیم
نویسنده : یازهرا
پنج شنبه 92/12/29
نظر

 


یــــــا مهــــدی ادرکنــــی
نویسنده : یازهرا
پنج شنبه 92/12/29
نظر

سالی گذشت و گشت زمین در مدار تو

اما نداشت خاتمه این انتظار تو

قلب مرا  ز خانه تکانی معاف کن

بگذار که در سینه بماند غبار تو

امسال که هیچ به درد ظهورت نخورده ام

سال جدید خدا کند که بیایم به کار تو ...

=============

 ان شالله سال 93 سالی باشه پر از امام زمان

و پر از لحظه لحظه های حضور ایشون

اللهم عجل لولیک الفرج


اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآء
نویسنده : معصومه تورجی زاده
چهارشنبه 92/12/28
نظر

اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.


انتظار یعنی ...
نویسنده : معصومه تورجی زاده
چهارشنبه 92/12/28
نظر

انتظار یعنی ...

انتظار یعنی نگه داشتن یک جای خالی برای کسی که می آید.

یعنی آنکه جای خالیش چنان به چشمت بیاید که

نگذاری احدی بر آن پا گذارد. یعنی آن « جا » را کنار گذاشته باشی.

فقط برای حضور او یعنی آنکه نبودش، حتی لحظه ای آرامت نگذارد.

انتظار یعنی دغدغه، یعنی درد، یعنی مسئولیت،

یعنی بینایی ، بیقراری ، چشم به راهی، انتظار سهم هر کس نیست،

با عافیت یکجا جمع نمی شود.

 خانه خرابی و آوارگی و دلدادگی و بی سامانی، علامت منتظران ناب است.

انتظار یعنی حرارت، یعنی سوختن. انتظار یعنی آنکه از زخمت تا  پای جان مراقبت کنی، اما نه برای التیامش، که برای تازه ماندنش

برای آنکه وقتی آمد، نشانش دهی و بگویی :

« دیدی که مَحرم ماندم؟...»


اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج


سفر به سرزمین آسمانی ها
نویسنده : یازهرا
دوشنبه 92/12/26
نظر


 شهــــــدا خوب می‌دانند چه کسی را
و چگونه او را انتخاب کنند
خودشان دعوت می‌کنند
خودشان می‌آزمایند

و خودشان میهمان‌نوازی می‌کنند

آن‌گاه در این سفر برایت میشوند:
بهترین هم‌سفر دنیا


امسال کدومامونو راهیان دعوت میکنن ؟؟؟؟؟


 نسئل الله منازل الشهـــــداء


امروز تولــــــــدمه
نویسنده : یازهرا
شنبه 92/12/24
نظر

سلام داداش محمدرضای عزیزم

امروز 24 اسفند ماه بود

و من شدم یک ساله!!!!

آره یک ساله

یک سال هست از آشنایی من با تو می گذره

و امروز هر چقدر به این یک سال و کارهایی که توش اتفاق افتاده بود فکر کردم

به جز خوبی و خیر و درس زندگی چیز دیگه ای توش پیدا نکردم

دوست دارم هر کسی پرسید چند سالته؟

با افتخار بگم یکسالمه

بدون اینکه خجالت بکشم

یکسال با تو بودن شیرینی ای رو در زندگی به من چشوند

که این همه سال زندگی نچشوند

موندم تو اون سالهای بی تو

چه جوری زندگی می کردم؟ اصلا می شه اسم اون سالها رو گذاشت زندگی؟

امروز با خودم عهدی بستم

عهد بستم تا جون در بدن دارم

به هیچ عنوان دست از تو نکشم

و وقتی جون از بدنم خارج شد

تو باید قول بدی مثل این سال که تو لحظه لحظه ها باهام بودی و تنهام نذاشتی

تو لحظه لحظه های قبر و ...... همرام باشی و کمکم کنی

داداش عزیزم و تمام زندگیم

جالب اینجاست که دقیقا روز تولدم

روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیهاست

و همه می دونن از رابطه ی تو و حضرت زهرا

یکیش مدل شهید شدنته

منم این و به فال نیک می گیرم

ان شاالله بتونم و تمام تلاشم و بکنم

تا اونی شم که تو می خوای

که رضایت تو رضایت امام زمان رو به همراه داره

و رضایت امام زمان رضایت خدا رو

و اینا همه ش مثل یه حلقه زنجیر بهم وصلن

امروز یاد این شعر افتادم

در بین آن دیوار و در زهرا صدا می زد پدر

دنبال حیدر می دوید از پهلویش خون می چکید

نسئل الله منازل الشهدا

 


السلام علیک یا فاطمه الزهرا
نویسنده : یازهرا
شنبه 92/12/24
نظر

چاه کوفه با من دعا کن شب همه شب تا به سحر
کس دگر نبیند به عالم افتاده یارش پشت در
چاه کوفه دیدم که دست زینب شده عصای او
مردم از خجالت که دیدم کشیده میشد پای او
میکنم زمزمه فاطمه فاطمه
وای از این غم جدایی
چاه کوفه هر شب زدیده خون جگر فشانده ام
به خدا ندانم چرا او نمانده و من مانده ام

 

 

 


«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»
نویسنده : یازهرا
پنج شنبه 92/12/22
نظر

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد،
مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است،
وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید:

«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.


حجرالاسود
نویسنده : یازهرا
سه شنبه 92/12/20
نظر


حجر الاسود ...

بیچاره دلش میخواهد

بشود سنگ سفید کف صحن رضوی


السلام علیـــــــــــک یا علی بن موســــــــی الرضا
نویسنده : یازهرا
دوشنبه 92/12/19
نظر

وقتی بساط گریه مهیا نمی شود / وقتی که بغض بین گلو جا نمی شود

وقتی تمام شب به در خانه کریم / در می زند گدا و دری وا نمی شود

وقتی جواب دل مجنون بی قرار / آید ز سمت خانه ی لیلا نمی شود

وقتی پس از معاینه ها گویدت طبیب / این قلب مرده است مداوا نمی شود

وقتی به دور بستر مرگ دلت همه / گویند خوب می شود اما نمی شود

وقتی که از خجالت ارباب چشم تو / حتی گشوده بهر تماشا نمی شود

یک راه مانده بهر تو آن هم زیارت است / مشهد برو که کار تو اینجا نمی شود...




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
یــــــــا زهــــــرا
نام: محمدرضا تورجی زاده
تولد : 23 تیر ماه 1343
فرزند: حسن
شهادت: 5 اردیبهشت 1366
محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای 10
محل دفن:گلزار شهدای اصفهان
روبروی فروشگاه فرهنگی شاهد
حرف دل
روی قبرم بنویسید که خواهربودم
سالها منتظر روی برادر بودم
بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟
روی قبرم بنویسیدجدایی سخت است
اینهمه راه بیایم،تو نیایی سخت است
یوسفم رفته و از آمدنش بیخبرم
سالها میشود و از پیرهنش بیخبرم
نوای یار
طلا روی طلا
شهید محمدرضا تورجی زاده
وب های مرجع همکار
آرشیو ماهانه
منو اصلی
نویسندگان

Up Page
ابزار و قالب وبلاگکد پرش به بالای صفحه وب