موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

سفارش تبلیغ
صبا
لینک دوستان
آخرین مطالب
امکانات




مشاهده و دریافت کد
هدیه به شهید محمد رضا تورجی زاده....
نویسنده : دوستدار شهید تورجی زاده
چهارشنبه 93/11/29
نظر
یا فاطمه الزهرا (س)

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که...

نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که...
نوشت نام تو را، نام آشنایی که -

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چرا که روی زمین واژه‌ ی وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
گمان کنم که تو را، اصلاً آفریده تو را

که گِرد چادر تو آسمان طواف کند
و زیر سایه‌ی آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی‌ ات را مرور باید کرد
مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاکُمُ ‌التکاثر بود

درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه‌ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی
به نان خشک علی ساختی، به جان علی

از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت، نشسته بنویسم

شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و این بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بی ‌قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه‌ ی توست
«کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست»

شکوه وصف تو را این قلم چه می فهمد
وجود داشتنت را عدم چه می فهمد

دل سیاه، صفای حرم چه می فهمد
حظور مادری ات را شلمچه می فهمد

شده است نام تو سربند هر جوان شهید
تبسم تو تصلای مادران شهید

شاعر:سید حمید رضا برقعی

من عاشق محمدم(ص)....
نویسنده : دوستدار شهید تورجی زاده
سه شنبه 93/11/28
نظر

 من عاشق محمدم

صلی الله علیه وصلم

من عاشق محمدم

دنیا زندان مومن و بهشت کافران است و مرگ پلی است که مومنان را به بهشت می رساند و کافران را به دوزخ .

حضرت محمد (ص)

من عاشق محمدم

اهل بهشت بر چیزی از مالهای دنیا پشیمان نمیشوند ( حسرت نمیخورند ) مگر بر آن ساعتی که در دنیا بر آنان گذشت و به یاد خدا نبودند.    حضرت محمد (ص)

من عاشق محمدم

بهترین کارها در پیش خدا نگهداری زبان است . حضرت محمد (ص)

من عاشق محمدم

در سه چیز براى امّت خود احساس خطر مى کنم: گمراهى، بعد از آن که هدایت و معرفت پیدا کرده باشند. گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها. مشتهیات شکم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى.

حضرت محمد (ص)

من عاشق محمدم

برترین عبادت ها انتظار فرج است. حضرت محمد (ص)

* نامش محمد بود و محمد گونه زندگی کرد *

من عاشق محمدم


مفقوالاثر.....
نویسنده : دوستدار شهید تورجی زاده
چهارشنبه 93/11/22
نظر

لاله پلاک

شنیدم مادر می گفت : مفقود الاثر یعنی   ...

و من هرگز نفهمیدم که تو رفتی سفر یعنی  ...

کلاس اولم حالا پدر نان داد یعنی چه ؟

اجازه! پرسشی دارم ببخشید این پدر یعنی ...

شهیدان زنده اند آری، ولی مفقودها شاید ...

می آید یا نمی آید ؟ برای یک نفر یعنی ...

تمام جمله های من و مادر یک ولی دارد

تمام جمله های ما پر از اما اگر، یعنی ...

تو فرزند شهیدی نه ؟ بله سخت است میدانم

و من بابا ندارم، هیچ از آن سخت تر یعنی ...

خوشا به حالت که پدری مهربان داری .آیا قدرش را میدانی؟

 

شعر از:(toloueakhar.blog.ir)

(مفقوالاثر: یعنی هیچ اثری از او نیست)

جـاویـدالاثَـر!

آنهـایـی کـه از دارِ دنیـا فقط "تـاریـخِ تـولِـد" بـر می دارنـد؛

مـی گـوینـد"َشهیـد جـاویـدالاثـر"...


نحوه اشنایی با محمد رضا....
نویسنده : دوستدار شهید تورجی زاده
شنبه 93/11/18
نظر

 

سلام دوستان.

مطلب پایین صحبت های یکی از دوستدارن شهید محمد رضا تورجی زاده اس....

من خیلی نحوه ی اشنایش با شهید و متحول شدنشو دوست داشتم خیلی واسم تاثیر گذار بود.. امیدوارم که واسه شما هم همینطوری باشه.... راستی هر کسی از دوستداران شهید محمد رضا تورجی زاده اگه دوست داره نحوه ی اشناییشو با شهید محمد رضا تو قسمت نظرات یا از طریق ایمیل ارسال کنه من یه پست بهش اختصاص میدم و میزارم تو وبلاگ. اینطوری همه استفاده می بریم.

*******

سال دوم دانشگاه بودم غرق گناه غافل ازخدا نمازمو یه روز میخوندم ده روز نمیخوندم اهل ترانه آرایش غیبت و... به چادرم زیاد اعتقاد نداشتم اما با وجود این گناها دختر باحیایی بودم هیچ وقت موهامو بیرون نمیریختمو به هیچ پسری توجه نمی کردم دنبال راه می گشتم اما نمیدونستم چه راهی آرامش میخواستم اما حتی ترانه هم بهم آرامش نمیداد تا اینکه یه شب هم اتاقیم که دختر مذهبی بود عکس یه شهیدو بهم نشون داد گفت میگن خیلی جواب میده بیاوو بهش توسل کن راه توسلو بلد نبودم اما وقتی دیدمش دلم آروم گرفت دوستم مداحیاوو کتابشو بهم داد هرشب چند صفحه از کتابو می خوندمو یه گوشه تو حیاط دور ازچشم بقیه صداشو گوش میکردمو اشک میریختم تمام زندگیم رنگ شهدارو گرفته بود کم کم دیگه آرایش نکردم ترانه گوش نکردم چادرم شد پاره تنم مدت زیادی نگذشت که شدم پایه ثابت مسجد، شدم یه بچه هیئتی اهل نماز اول وقتو جماعت اهل نمازشب جوری که هم دوستایی که قبلا منو میشناختن هم خانواده وو فامیل براشون یه سوال بزرگ شده که چی شد من اینقدر تغییر کردم خیلی از بچه های مسجد اصلا باورشون نمیشد من قبلا مذهبی نبودم همه اینارو مدیون داداش محمدرضا تورجی زاده ام الآن جوری شدم که حجابم عبادتم افکارم برا خانوادم که زیاد مذهبی نیستن افراط تلقی میشه حتی برادرم بهم میگفت زشته اینقدر روسریتو میاری جلو حتی مادرم بخاطرپوشیدن جوراب ضخیم مشکی جلو فامیل یا اینکه جلو چادرمو دوختم یا خیلی چیزای دیگه میگن که احساس خجالت میکنم وقتی تو فامیل با این پوشش ظاهر میشی همین امروزم کلی سرم داد زدنو اعتقاداتمو زیر سوال بردن بخاطر اینکه پیش دکتر مرد پوست نمیخواستم برم چون ضرورتی نداشت.اما با وجود همه این سختیا داداش محمدرضا همیشه هوامو داشته و نذاشته کم بیارم.اگر خدابخواد امسال هم قراره طلبه بشم.واقعا شهدا واسطه خیرن واسطه الهی شدن پس اگر دنبال راه میگردین بهشون توسل کنید خیلی بامعرفتن...

 داداش محمدرضا قرب الهیو همیشه واست میخوام.گل تقدیم شما

 


شهید تورجی زاده....
نویسنده : دوستدار شهید تورجی زاده
پنج شنبه 93/11/16
نظر
بسم رب الشهید
صلی الله علیک یا ابا عبدلله ....

 

می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم
وقتی که سحر شکفت بر می گردم


سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت
دنبال کسی که گفت : بر می گردم  


تو سرخ و سپید می شوی می دانم
سیبی که رسید می شوی می دانم


انگار که بو برده ای از باغ بهشت
آخر ـ تو شهید می شوی ـ می دانم! 


نا گاه نویدی آمد و او را برد
پرواز سپیدی آمد و او را برد


هر بار که رفت با شهیدی برگشت
این بار ـ شهیدی آمد و او را برد!
 
شعر از:http://sh-gomnam.blogfa.com



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
یــــــــا زهــــــرا
نام: محمدرضا تورجی زاده
تولد : 23 تیر ماه 1343
فرزند: حسن
شهادت: 5 اردیبهشت 1366
محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای 10
محل دفن:گلزار شهدای اصفهان
روبروی فروشگاه فرهنگی شاهد
حرف دل
روی قبرم بنویسید که خواهربودم
سالها منتظر روی برادر بودم
بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟
روی قبرم بنویسیدجدایی سخت است
اینهمه راه بیایم،تو نیایی سخت است
یوسفم رفته و از آمدنش بیخبرم
سالها میشود و از پیرهنش بیخبرم
نوای یار
طلا روی طلا
شهید محمدرضا تورجی زاده
وب های مرجع همکار
آرشیو ماهانه
منو اصلی
نویسندگان

Up Page
ابزار و قالب وبلاگکد پرش به بالای صفحه وب